اگر قرار باشد بین رمانهای منتشر شده در قرن ۲۱ میلادی، فقط یک رمان را برای چندین بار خواندن انتخاب کنم، بدون ذرهای تردید به سراغ اصلاحات جاناتان فرنزن میروم. اصلاحات درباره خانواده و فروپاشی است. نقل قول محبوبی درباره رمان وجود دارد: در اصلاحات خودتان یا حداقل یکی از اعضای خانوادهتان را پیدا خواهید کرد. به نظر نویسنده متن حاضر، این نقلقول به بهترین شکل این رمان سترگ را توصیف میکند. اصلاحات داستان خانوادهی پنج نفرهی لمبرت است. خانوادهای دلمرده و ماتمزده. خانوادهای که هر یک از اعضایش سرگذشتی تاملبرانگیز دارند.
جاناتان فرنزن، نویسندهی امریکایی اصلاحات چنان عمقی به تکتک شخصیتهای داستانش بخشیده که دل کندن از آنها و همچنین همراهی نکردنشان کاری بسیار بسیار سخت است. یک اعتراف: زمانیکه اصلاحات را برای اولینبار میخواندم روزها و کارهایم را به امید دیدار مجدد با بیت لمبرت سپری میکردم. حالا پس از گذشت حدود دو سال از خواندن اصلاحات، این رمان همراه همیشگیام است. نقلقولهایش را حفظ کردهام، بخشهای جذابش را یادداشت کردهام، هربار که از زندگی و سختیهایش به سطوح میآیم به اصلاحات پناه میبرم و با هرکسی که دربارهی ادبیات و بهخصوص رمان صحبت میکنم، یکی از اولین سوالاتم این است: «راستی! اصلاحاتِ جاناتان فرنزن رو خوندی؟ میدونستی رمان دربارهی سقوط نهاد خانواده تو امریکاست و دقیقا ده روز قبل از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ منتشر شده؟»
اینکه میل شدیدی داشت به پریدن و از جا برداشتن گوشی _ اینکه به همین سادگی میتوانست به اتلاف صعب یک روز خیانت کند _ بر اصالت رنجی که میبرد سایهی تردید انداخت. احساس میکرد مثل آدمهای افسردهی فیلمها و کتابها، توانایی از دست دادن کامل تمام امیال و گسستن از واقعیت را ندارد. وقتی تلویزیون را خاموش کرد و بهتاخت رفت سمت آشپزخانه، بهنظرش آمد حتی در تکلیف رقتانگیزِ فروپاشیدن هم شکست خورده است. - از متن کتاب